آقای دکتر محمدرضا واعظ مهدوی در یادداشتی درباره بودجه در بهداشت و درمان کشور مینویسد:

ماه های نخست هر سال،تکرار یک ماراتن چالشی قدیمی در حوزه خدمات پزشکی را تداعی می کند . چالش تعرفه خدمات- سرانه درمان- هزینه های بیمه و بودجه سلامت!

حوزه معاونت  نظارت راهبردی ریاست جمهوری ، وزارت بهداشت و سازمان های نظام پزشکی و بیمه خدمات درمانی و صندوق تأمین اجتماعی، بازیگران اصلی در این ماراتن قدیمی و خسته کننده  هستند.

صنف پزشکی معتقد است قیمت واقعی خدمات خود را دریافت نمی کند و به همین دلیل خواهان افزایش تعرفه ها است.مفهوم « تعرفه واقعی» علیرغم درج در قوانین متعدد، شفاف نیست و ملاک ارزیابی « واقعی» نا مشخص است. اعضای جامعه پزشکی ، گاه به تأسی از دولتمردانی که قیمت های بین المللی انرژی ( وسایر نهاده ها و کالاها) را ملاک ارزش واقعی آن کالاها قلمداد می کنند، هزینه خدمات پزشکی در اروپا و امریکا را مبنای «تعرفه واقعی» تلقی می کنند! سازمان های بیمه ای از آنجا که افزایش قیمت ها مستقیما" منجر به افزایش هزینه های آنان می شود، در صورتی با افزایش تعرفه ها همراه می شوند که به موازات آن « سرانه» درمان نیز افزایش یابد؛ چرا که سال ها است که  مجموع« تعرفه هرخدمت ضرب در بار مراجعه آن خدمت» بخش بر جمعیت تحت پوشش { ?}ملاک محاسبه سرانه درمان قرار گرفته است. در این فرمول، Ti معرف تعرفه هر خدمت، Niمعرف بار مراجعه همان خدمت،و PUC: Population Under Coverageمعرف جمعیت تحت پوشش است. بنابراین، حاصل جمع Ti*Ni کل هزینه ها را تشکیل می دهد و پس از تقسیم آن برجمعیت تحت پوشش سرانه محاسبه می شود . اعتبارات هربیمه از حاصل ضرب سرانه حاصل در جمعیت بیمه شده آن سازمان معین می شود که برای بیمه های خدمات درمانی، نیروهای مسلح، و کمیته امداد از طرف دولت، و برای صندوق تأمین اجتماعی علی الاصول از محل 27/9حق بیمه های دریافتی آن سازمان تأمین اعتبار می گردد. بدیهی است بارمالی افزایش تعرفه ها در مورد سه صندوق اول توسط دولت (سازمان برنامه و بودجه سابق و معاونت نظارت راهبردی فعلی) ودر مورد سازمان تأمین اجتماعی از محل اعتبارات صندوق یاد شده تأمین می شود. در اینجا منافع سازمان تأمین اجتماعی با دیگر سازمان های بیمه ای تفاوت پیدا می کند ومصالح آن سازمان با مصالح دولت مشابه می گردد و به همین دلیل سازمان تأمین اجتماعی برخلاف سه سازمان دیگر بیمه ای خواستار کنترل هزینه ها و مهار افزایش سرانه می شود؛ اگرچه این سازمان، سالها است که خواهان اختصاص بخشی از هزینه درمانی بیمه شدگان خود از محل اعتبارات عمومی دولت نیز هست و معتقد است جمعیت بیمه شده تأمین اجتماعی نیز از اعتبارات عمومی درمان باید سهمی داشته باشد( و معتقد است اعتبارات عمومی درمان که از محل مالیات های پرداختی مردم یا درآمد نفت تأمین می شود ، متعلق به همه شهروندان ایرانی ، منجمله بیمه شدگان این سازمان می باشد و سهم عادلانه این بیمه شدگان از این اعتبارات عملا" پایمال شده است).

از دیگر سو،هزینه های پزشکی بسیار افزایش یافته است.  رشد مداوم هزینه های پزشکی ، باعث نگرانی دولت ، سازمان های بیمه ای و اشخاص شده است. این نگرانی باعث شده است تا دولت ها ناگزیر شوند در بازار مراقبت های پزشکی دخالت نمایند. هدف این دخالت ها این بوده است که پوشش مراقبت های پزشکی را به نحوی کنترل کنند که افراد مجبور نشوند همه درآمد خود را برای هزینه های پزشکی خود هزینه کنند. این امر شامل پرداخت هزینه ها از طریق بیمه و نیز پرداخت مستقیم هزینه ها می شود. به عبارت دیگر اگر هزینه های پزشکی افزایش یابد، پرداخت مستقیم هزینه ها توسط بیماران باعث اقزایش (پرداخت از جیب) می شودو چنانچه هزینه با مکانیسم بیمه پرداخت شود، سرانه بیمه افزایش پیدا می کند و بیمه شوندگان مجبورند پول بیشتری برای خرید بیمه نامه و پرداخت حق بیمه بپردازند. در هر دو حالت بخش زیادتری از درآمد افراد برای هزینه های پزشکی مصرف می شود. چنانچه فرض کنیم این هزینه ها توسط دولت هم پرداخت شود (خواه به صورت مستقیم و خواه به صورت تأمین حق بیمه های اجتماعی )، بازهم صورت مسئله تغییری نمی کند. دولت ها در این حالت نیز مجبورند سهم بیشتری از درآمدهای مالیاتی یا سایر درآمدهای خودرا برای هزینه سلامت صرف کنند و چون دولت ها نیزمنابع مالی خود را از ملت های خود دریافت می کنند،(و هیچ دولتی از جیب خود پولی پرداخت نمی کند!) ، بازهم فشار این هزینه ها به مردم منتقل می شود. بنابراین هرگاه هزینه خدمات پزشکی بیش از اندازه افزایش یابد ،و یا مصرف غیر ضروری خدمات گسترش یابد، بارمالی هزینه ها نهایتا" به مردم منتقل می شود و مصرف کنندگان خدمات، متضرران  اصلی هزینه های افزایش یافته خواهند بود.

افزایش امید به زندگی منجر به افزایش طول عمر شده و و روند کهولت جمعیت ، نیز افزایش هزینه خدمات پزشکی را به دنبال داشته است.تکنولوژی های جدید پزشکی و داروهای گرانقیمت نیز از عوامل اصلی افزایش هزینه ها هستند.تغییر الگوی بیماری ها وشیوع بیماری های مزمن نظیر دیابت، بیماری های قلب و عروق، سرطان ها و صدمات ناشی از تصادفات نیز کانون های هزینه ای مهمی در حوزه سلامت را ایجاد کرده اند. شیوه های غلط زندگی، عدم تحرک بدنی، تغذیه نامناسب، مصرف غذاهای آلوده به باقیمانده سموم کشاورزی و آلودگی های زیست محیطی ، ونیزاسترس های شغلی و اجتماعی، همه منجر به بروز بیماری های جدید و به تبع آن تحمیل بار مالی ناشی از هزینه ها به سبد هزینه های سلامت شده اند. گرانی شدید ایجادشده در اثر افزایش قیمت حامل های انرژی ، در یک سال اخیر، افزایش قیمت خدمات پزشکی را بسیار تشدید کرده است. این افزایش هزینه ها ، عملا" توسط به همه ذینفعان حوزه سلامت ( البته نه به میزانی برابر) تحمیل می شود. بار بخشی از گرانی موجود توسط جامعه پزشکی تحمل می شود، بخشی از آن به دولت منتقل شده و بخش اعظم آن منجر به افزایش هزینه پرداختی توسط مصرف کنندگان خدمات گردیده است. میزان پرداخت از جیب مردم در هزینه های پزشکی بسیار زیاد شده و به حدود 60 درصد هزینه های پزشکی رسیده است . جمعیت دچار هزینه های کمرشکن درمانی افزایش یافته است و  عدالت در پرداخت هزینه های پزشکی کاهش یافته است . .برآورد های موجود نشان می دهد که نزدیک به 4 درصد از جمعیت کشور سالیانه در اثر هزینه های سلامت به ورطه فقر گرفتار می شوند.این وضعیت در مجموع منجر به این شده است که عدالت اجتماعی در جامعه ، بخصوص عدالت در سلامت نزول کند و بسیاری از فقرا و مستضعفان از دریافت خدمات مورد نیاز خود محروم گردند.

برای مشاهده ادامه این مطلب اینجا را کلیلک کنید.